تاريخ : | | نویسنده : amouzeshelmi

اخبار,اخبارجدید,اخبار جالب

آیا در سرزمین مقدس معجزه ای اتفاق افتاد؟

در گزارش ها پیرامون سفر باراک اوباما به اسراییل به طور معنی دار گفته شد که سران دو کشور با اصل «پلیس خوب – پلیس بد» در رابطه با ایران موافقت کردند. همین امر کفایت می کند تا روشن گردد که فرشته مذکور نتوانست از طریق «گنبد آهنین» وارد اسراییل شود تا پیام صلح را برساند.

 یک نویسنده و تحلیلگر روس در مقاله ای نوشته است چند روز پیش از سفر اوباما به اسرائیل سازمان اطلاعات ملی ایالات متحده در گزارشی اعلام کرده است هیچ خطری از ایران سرچشمه نمی گیرد.

 به گزارش خبرآنلاین به نقل از وب سایت ایران رو سازمان اطلاعات ملی ایالات متحده گزارش سالیانه جامعه اطلاعاتی را که شامل ارزیابی خطرات و چالش ها برای امنیت ایالات متحده است، تسلیم کمیسیون کنگره کرده است.

ایگور پانکراتنکو در ادامه مقاله خود با اشاره به سفر باراک اوباما به اسرائیل که در آن دوطرف یعنی نتانیاهو و اوباما که در چهار سال گذشته رابطه خوبی با هم نداشتند به شدت یکدیگر را تحویل گرفتند گویی که ارض مقدس معجزه کرده است.

پانکراتنو در ادامه نوشته است: ولی این تازه اول معجزه های این ملاقات بود. معلوم شد که بحث درباره یکی از حاد ترین موضوعات برای واشنگتن و تل اویو که با سئوال «ایران را چکار کنیم؟» تبیین می شود. باراک اوباما گفت که ایران هنوز به «خط قرمز» نرسیده است و نتانیاهو به نوبه خود اعتراف کرد که با شتاب ناروا گفته بود که ایران در بهار یا تابستان سال جاری صاحب سلاح های هسته ای خواهد شد و حالا حاضر است زمان برخورداری ایران از این سلاح ها را تا یک سال دیگر تمدید کند.

نویسنده با معجزه خواندن این موضوع به تحلیل وضعیت پرداخته و نوشته است : چند روز قبل از سفر باراک اوباما به خاور میانه، جیمز کلپر، مدیر سازمان اطلاعات ملی ایالات متحده گزارش سالیانه جامعه اطلاعاتی را که شامل ارزیابی خطرات و چالش ها برای امنیت ایالات متحده است، تسلیم کمیسیون کنگره نمود .

 

ایران در این سند 34 صفحه ای 49 بار ، خیلی بیشتر از هر کشور دیگر جهان، ذکر شد. به ظاهر، باید به یک منشأ خطرات مهم اینطور توجه کرد. ولی این برداشت وهله اول است. برداشت جامعه اطلاعاتی ایالات متحده از خطرات ناشی از جمهوری اسلامی ایران به قدری معتدل و محدود است که این خطرات را حتی نمی توان خطر واقعی دانست. ما در واقع شاهد ویرانی آن سیمای دشمن متجاوز هستیم که رسانه‌های گروهی به افکار عمومی جهانی تحمیل میکنند.

درباره متجاوز بودن جمهوری اسلامی آمده است: «ما مانند سابق معتقدیم که ایران ترجیح می دهد از رویارویی مستقیم با ایالات متحده اجتناب کند».

درباره جنبه نظامی برنامه هسته ای ایران آمده است: «ما نمی دانیم ایران در نهایت امر درباره آغاز ساخت سلاح های هسته ای تصمیم خواهد گرفت یا خیر». به عبارت دیگر، برآورد سرویس های ویژه امریکا این است که برنامه هسته ای ایران فعلاً هیچ جنبه نظامی ندارد.

درباره طراحی محرمانه سلاحهای کشتار جمعی (که بعضی کارشناسان آژانس بین المللی انرژی اتمی کنایتاً به این امر اشاره می کنند) گفته شد: «ما معتقدیم که ایران اورانیوم تسلیحاتی تولید نمیکند و نمی تواند این کار را به گونهای انجام دهد که بر ملا نشود». این جمله دور «نگرانی های» آژانس به خاطر «فعالیت های محرمانه در تأسیسات محرمانه ایران» خط می کشد و باعث تفکر و تأمل درباره غرض جویی و بی کفایتی حرفهای «کارشناسان بین المللی» می گردد.

و بالاخره در باره حس مسئولیت، موضع گیری سنجیده و سالم اندیشی مسئولین ایرانی گفته شد: «رهبران ایران برای حفظ اعتبار و نفوذ خود در صحنه بین المللی تلاش کرده و رفتار خود در زمینه برنامه هسته ای را با روحیات جامعه بین المللی می سنجند و سعی می کنند تعادل منافع را برقرار نمایند... رهبران ایران ضمن اتخاذ تصمیمات خود سعی میکنند از تحریک ضربه نظامی یا تحریم های جدید خودداری نمایند».

این چهره «تهدید هسته ای ایرانی» از زبان جامعه اطلاعاتی ایالات متحده است. ایران به مناقشه علاقه مند نیست و حتی در سطح تصمیم سیاسی قصد ندارد سلاح های هسته ای را تولید کند و مشغول کارهای محرمانه در زمینه ساخت بمب نیست.

از گزارش از جلسه کمیسیون اطلاعاتی کنگره می توان نتیجه گرفت که مدیر سازمان اطلاعات ملی در آن جلسه بیشتر از احتمال حملات سایبرنتیک ایران و نه برنامه هسته ای آن اظهار نگرانی کرد.

 

 و این سال اول نیست که همین گونه اغماض و آسودگی خاطر در حق خطر هسته ای ایران در دفاتر سازمان هایی چون DNI، CIA، آژانس امنیت ملی و 13 سازمان اطلاعاتی دیگر ایالات متحده مشاهده می شود. در گزارش Worldwide Threat Assessment of the U.S. Intelligence Community - 2007 و در اسناد سال 2008 و سال های بعد همیشه مشاهده می شد که سازمان اطلاعات آمریکا وجود خطر هسته ای حقیقی از سوی جمهوری اسلامی ایران را جدی نمی گیرد.

گفتنی است که بین جامعه اطلاعاتی ایالات متحده و دولت فعلی کاخ سفید حسن تفاهم کامل وجود دارد که وضعیت بودجه اطلاعاتی از سال 2008 به بعد این واقعیت را به خوبی منعکس می کند . بدیهی است که گزارش جیمز کلپر و از جمله بخش ایرانی آن که تسلیم کنگره شد، با دولت هماهنگ شده است.

در سال 2013 هزینه های اطلاعاتی به میزان 5% کاهش خواهد یافت که در این شرایط وسوسه دراماتیک تر جلوه دادن اوضاع ایران برای حفظ بودجه قبلی وجود داشت ولی سازمان اطلاعات خویشتنداری از خود نشان داد که از اینجا می توان درباره توافق در مورد ایران بین کاخ سفید، پنتاگون و جامعه اطلاعاتی استنباط کرد. کنه این توافق از قرار ذیل است. اولاً، به هنگام «بحران تنگه هرمز» (دسامبر سال 2011) روشن شده بود که ایالات متحده از گزینه زورگویانه حل و فصل مسأله ایرانی خودداری کرده است در حالی که بیانات رسمی که عکس این موضوع را می رسانند، مخصوص اعمال فشار روانی بر تهران و جامعه بین المللی است.

 

ثانیاً، کاخ سفید به منظور حل و فصل مسأله راهبردی خود در حق ایران روش «تحریم های فلج کننده» و «فاسد کردن رژیم از درون» از طریق تشکیل ستون پنجم در میان نخبگان سیاسی ایران و جبهه واحد مخالفان رژیم فعلی ایرانی در همه اقشار جامعه را انتخاب کرد تا شاید سیاست تهران بعد از انتخابات ریاست جمهوری امسال تغییر یابد.

ثالثاً، یک سال پیش رئیس پنتاگون صریحاً به همه متحدان آمریکا در منطقه (هم به اسراییل و هم عربستان سعودی) فهمانده بود که حملات جنگی به ایران فقط با تأیید و موافقت ایالات متحده امکان پذیر است. هیچ رفتار خودسرانهای جایز نیست بلکه همه مسایل و طرح های نظامی باید از طریق USSTRATCOM واقع در افوت ایالت نبراسکا، هماهنگ شوند. لئون پانتا را بعد از آن چیزی شبیه به دشمن اسراییل اعلام کردند ولی او تا آخر به این خط سیاست ایرانی کاخ سفید پایبند ماند. چاک هیگل با وجود جمهوری خواه بودن، در مقام وزیر دفاع به صورت محکم بر همین موضع گیری تأکید می نماید.

لذا مسأله عملیات جنگی آمریکا علیه ایران در آینده نزدیک مطرح نمی شود و واشنگتن مسأله خطر هسته ای ایرانی را جدی نمی گیرد. اسراییل در شرایط بی تفاوتی آمریکا باید چکار کند؟

 

شاهین های اسراییلی: به دنبال توافق عاطفی که از دست می رود

ورود باراک اوباما به کاخ سفید با تجدید نظر نخبگان سیاسی آمریکا درباره اهمیت اسراییل برای ایالات متحده مصادف شد. این یک نوع «اشراق» ناگهانی نبود بلکه چیزی شبیه به غلبه بر نیروی جبر تفکر سیاسی و بازنگری در وضعیت جا افتاده امور بود. در دوران جنگ سرد بین آمریکا و شوروی، مشارکت راهبردی با اسراییل برای واشنگتن آشکارا ضروری بود.

بعد از توافقات کمپ دوید و فروپاشی اتحاد شوروی، نقش اسراییل در راهبرد خاورمیانهای ایالات متحده رو به تنزل گذاشت. بعد از آنکه اسراییل و لابی اسراییلی در ایالات متحده نهایت تلاش های خود را به عمل آوردند تا آمریکا در سال 2003 به عراق تجاوز کند، تحلیلگران آمریکایی به تدریج به بیان این اندیشه پرداختند که «وقتی چنین متحدی هست، احتیاجی به دشمنان دیگر نیست». 

البته این ادعاها دور از صداقت است ولی نخبگان سیاسی آمریکا بیش از پیش به شناسایی عملیات «آزادی عراق» جرج بوش پسر به عنوان اشتباه سیاسی متمایل می شوند. نیروهایی که آمریکا را به ارتکاب این اشتباه سوق دادند نیز باید مقصر محسوب شوند.

 

در نظریه «خاور میانه بزرگ» که هم اکنون اجرا می شود، مشکل بتوان نقش اسراییل را به عنوان شریک راهبردی ایالات متحده تشخیص داد. البته این نتیجه گیری که «دولت اسراییل تا سال 2020 یا 2015 از بین خواهد رفت»، اشتباه بزرگی است. اسراییل فقط همراه با ایالات متحده از بین خواهد رفت ولی اسراییل تغییر خواهد کرد. آمریکا از این اسراییل جدید به عنوان نه شریک راهبردی و عروسکباز اساسی منطقهای بلکه به عنوان جزیره دمکراسی غربی، جامعه غربی، ارزش های غربی و «تکه قلب آمریکا در خاور میانه» پشتیبانی خواهد کرد.

 

بدیهی است که نخبگان سیاسی اسراییل از این نقش راضی نیستند. آنها مخصوصاً «خطر ایرانی» را بزرگ نمایی می کنند تا اهمیت خود را برای واشنگتن به اثبات رسانده و حالت شریک راهبردی را حفظ کنند. نتانیاهو و محافلی که او را مبین منافع خود کردند، همدستی کاخ سفید در مقابله با ایران را ضمانت ادامه شراکت و تزریقات مالی در دولت اسراییل و واگذاری «ضمانت های امنیت» به رژیم فعلی تل اویو می داند.

ولی در اینجا هم بین بیانات جنگجویانه و آمادگی برای عملیات جنگی فاصله عظیمی وجود دارد. بیبی نتانیاهو فریاد می زند و جنگ را وعده می دهد و بر وجود بمب ایرانی تأکید می کند ولی این فقط یک حرکت تظاهری است که هدف آن نگه داشتن همه در حالت تنش دائمی است.

طرف اسراییلی مطابق با شیوه عمل «تشدید ترس و ارعاب» خود مرتباً اطلاعات درباره تدارک عملیات جنگی علیه ایران را به گردش رسانهای انداخته و می اندازد و خواهد انداخت. هدف آشکار این کار، ایجاد پرده دود پیرامون برنامه های واقعی اسراییل و ایالات متحده در رابطه با ایران است. یکی از اطلاعات اخیر از این قبیل «برنامه محرمانه جنگ با ایران» است که «روبرت سیلورستاین» درباره آن مطلبی نوشت. این طرح از ابعاد و زیباییای که خواننده را شیفته آن می کرد، برخوردار بود ولی بیشتر به داستان «تام کلنسی» شباهت داشت تا به یک سند فرماندهی نظامی.

 

جابجایی ها در ریاست اسراییل نیز تظاهری و دور از تمهیدات جنگی است. بعید است که کاهش «کابینه داخلی» که به عنوان کمیته وزیران مسایل امنیت شناخته شد که این خبر 19 مارس اعلام شد، ریاست اسراییل را به اتخاذ تصمیم درباره وارد کردن ضربه جنگی به ایران نزدیک تر کرده باشد. در حالی که یعالون، اردان و هارونویچ بی چون و چرا از رفتار تجاوزکارانه نتانیاهو در رابطه با ایران پشتیبانی میکنند، لاپید و لیونی خویشتن داری بیشتری از خود نشان می دهند در حالی که نفتالی بنت هنوز درباره ایران نظر قطعی ندارد.

 

فراموش نشود که نیروهای مسلح و جامعه اطلاعاتی اسراییل به صورت پایدار با توسل به روش های جنگی علیه ایران مخالفت می ورزند. متخصصین حرفهای اطلاعاتی و ارتشی به خوبی می فهمند که در شرایط جاری برخورد مستقیم با جمهوری اسلامی ایران به فاجعه حماسهای برای اسراییل تبدیل خواهد شد. این محافل خوب می فهمند که در حال حاضر نه بمب هسته ای تخیلی ایران بلکه مسایل واقعی تل اویو را تهدید می کنند از جمله تشکیل بلوک القاعده با حماس که در برابر دیدگان ما به وجود می آید، تبدیل شدن مناطق سوریه در مرز با اسراییل به «اراضی وحشی» و دور جدید مناقشه در قسمت جنوبی لبنان.

پس ما واقعاً شاهد معجزه هستیم: در ارض مقدس فرشته حلم و فروتنی به زبان باراک اوباما صحبت کرده و نتانیاهو از بیماری ایران هراسی شفا یافته است؟

«کارتاژ باید ویران شود»، یا اینکه ایران باید در انتظار چه چیزی باشد

در گزارش ها پیرامون سفر باراک اوباما به اسراییل به طور معنی دار گفته شد که سران دو کشور با اصل «پلیس خوب – پلیس بد» در رابطه با ایران موافقت کردند. همین امر کفایت می کند تا روشن گردد که فرشته مذکور نتوانست از طریق «گنبد آهنین» وارد اسراییل شود تا پیام صلح را برساند.

ما شاهد نمایشنامه ای شدیم که مخصوصاً کارگردانی شد تا به ما اطمینان داده شود که ایران مورد تجاوز مستقیم نظامی قرار نخواهد گرفت. ولی کسی در این مورد شک و تردید نداشت. بر همه روشن است که در شرایط فعلی عملیات جنگی مستقیم علیه جمهوری اسلامی ایران امکان پذیر نیست.

ولی این هم روشن است که به عقیده واشنگتن و تل اویو، رژیم فعلی حاکم بر تهران باید سرنگون شود که آنها در این مورد با هم اختلاف نظر ندارند.

اختلاف نظرهای آنها بیشتر تاکتیکی و کاربردی است و با تقسیم کار بین آمریکایی ها و اسراییلی ها در جنگ اعلام نشده آنها علیه ایران ارتباط دارد که حتی برای یک روز قطع نمی شود. ایالات متحده در این ائتلاف نقش شریک بزرگ تری را که مسایل سطح راهبردی را حل می کند (مانند گسترش تحریم های فلج کننده، جلب تعداد هر چه بیشتر کشورها به رژیم تحریم ها، نظارت بر رعایت تحریم ها و مجازات مخالفان، تشکیل اکثریت مطیع در سازمان ملل، هماهنگی و هدایت فعالیت آژانس بین المللی انرژی اتمی و حفظ هیستری ضد ایرانی در رسانه‌های گروهی)، عهده دار شده است.ظاهر کمابیش «شایسته» این فعالیت نباید کسی را گمراه کند.

در صورت لزوم، این ظاهر نیک زود برداشته شده و اصل پیش پا افتاده «هدف، هر وسیله دستیابی به آن را توجیه می کند» عیان می گردد. در همین شرایط سازمان «مجاهدین خلق» از فهرست سازمان های تروریستی حذف شده و حساب های این سازمان «دفریز» می شود ( برای «مجاهدین» نقش پیشگامان ستون پنجم مبارزان در راه دمکراسی در ایران در نظر گرفته شده است). شرکت های جعلی که توسط سرویس های ویژه ساخته شدند، رایانه هایی با محتویات مضر به ایران صادر می کنند (در جنگ سایبرنتیک پیشدستی در وارد کردن ضربات، شرط موفقیت است).

پهپادهای آمریکایی به پروازهای تجسسی بر فراز خاک ایران مبادرت می ورزند و در کشورهای دیگر «آمریکایی های ساکت» از سرویس های ویژه سعی می کنند ایرانیانی را که برای استراحت به آنجا رفته باشند، به خدمت بگمارند. این برداشت باراک اوباما از رفتار «پلیس خوب» است.

ولی «پلیس بد» می تواند بدون رودربایستی رفتار کند. سرویس های ویژه اسراییل در چارچوب «راهبرد داگان» از اواخر سال گذشته به تشکیل گروه های مورد استفاده ویژه پرداختند که هدف آنها، ترتیب دادن کارشکنی، اجرای عملیات تخریبی و ترور در تأسیسات و واحدهای برنامه های هسته ای و موشکی ایران با استفاده از مأموران محلی است. در گذشته نیز در واحد «کیدون» تقریباً همین نوع گروه ها تشکیل می شدند ولی اکنون تربیت این گونه متخصصین ابعاد گسترده تری کسب کرده است.

دوباره کار با اقلیت های قومی فعال تر شده و تلاشی برای احیای گروه های «پژاک»، جندالله و الاهواز و تحریک مناقشه بین شیعیان و سنی ها به عمل می آید.

جان کلام، هیچ معجزهای اتفاق نیفتاده است. هم آغوشی اوباما و نتانیاهو برای جمهوری اسلامی ایران چیزی جز توسعه جنگ اعلام نشده به ارمغان نخواهد آورد. نمی گویم که ایران از این امر خرسند شده باشد ولی بدون تردید جمهوری اسلامی برای این تحولات آماده است./خبرآنلاین

 



رپورتاژ
انتخاب جراح بینی - بهترین جراح بینی
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
جشن عروسی
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
حمل نخاله ساختمانی و ضایعات عمرانی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
جدیدترین تجهیزات تالار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
دوربین مداربسته
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
روغن خراطین اصل
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
انجام پایان نامه مدیریت
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟

لینک های مفید
آموزش مجازی | تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.